بايد منو ببخشيد که تو اين مدت آپ نکردم خيلي سرم شلوغ بوده اين چند وقت
ولي امروز با يه آپ باحال مي خوام خوشحالتون کنم
ممنون از نظراتون و از اينکه به وبلوگ من توجه مي کنيد
کامران و هومن![]()














































مریم منظوری :بالاخره به قولمان عمل کردیم و در یک ظهر داغ 35 درجهای در دبی، با کامران و هومن در هتل محل اقامتشان ملاقات کردیم به همراه نیما و چند دقیقای با آنها گپ زدیم؛ در روز دهم نوامبر، یعنی 19 آبان که همان شب قرار بود کامران و هومن به همراه شادمهر و سروش، در دبی کنسرت داشته باشند.
نیوشا برنا :پس بشنویم حرفهای مریم و نیما را با کامران و هومن:
کامران: من کامران هستم
هومن: ومن هومن هستم.
کامران: خیلی خوشحالیم
نیما: کامران و هومن! ما هم خیلی خوشحال هستیم که با شما داریم صحبت میکنیم و پیش شما هستیم در این ظهر گرم دبی، البته اینجا یک کم خنک است و شما هم سرما خوردید.
کامران:اولا، نمیدانم. .. هومن جان، این آثار آلبوم 20 که به دلشون نشسته، فقط یک دنیا متشکریم که احساس میکنند کارِ ما را، پشتیبانی میکنند کامران و هومن، ما دو برادر را، و خیلی متاسفیم اگر که مردم شما را اذیت میکنند.
هومن: برای ما این عشق و علاقهای که به ما میدهند -- مثلا ما امروز تازه از دکتر رسیدیم -- انرژی به ما میدهد، دوست داریم. .. اصلا حالمان عوض میشود و احساس خوبی (است). آن علاقهای که نشان میدهند. دوست داریم بیشتر کارهای بهتر بکنیم و دوست داریم دوستانمان را بیشتر بشناسیم.
کامران: بله ما با این محبتهای شما دوستان عزیز در هر سنی که هستید، باهاشون زندگی میکنیم. خانه که میرویم با انرژی و پشتیبانی شما یک عمر زندگی میکنیم.
مریم: میتونم بپرسم شما کی از ایران خارج شدید؟
کامران:در سن کودکی آمدیم بیرون. من فکر کنم 9 سالم بود، هومن 6 سالش بود.
نیما: و بچه کجا بودید؟
هومن: تهران، گیشا.
کامران: آخرین جایی که بودیم گیشا بود. تهران هم به دنیا آمدیم، ایرانی خالص هم هستیم افتخار هم میکنیم.
نیما: پس یک چیزی بخوانید برای گیشا.
کامران: ببینید این خیابانها و شهرها همه با هم ایرانند اگر اینطوری باشه باید برای همه خیابان ها بخوانیم. باید پارتیبازی کنیم.
هومن: دوستمان تازه از ایران آمده بود. رفته بود از خیابان و خانهای که درتهران توی آن زندگی میکردیم فیلم گرفته بود؛ چند روز پیش آورد اینجا دیدیم.
مریم: حسش چطور بود؟
هومن: من بیرونش یادم نمیآمد ولی یادم است که توی خانه مان مبلهای قرمز داشتیم. بیشتر توی آن را یادم است.
کامران: ولی واقعا من اشکی در چشمم جمع شده بود و خیلی خیلی احساس خوبی بود. الان که میبینم به یک دید دیگری نگاه میکردم. احساس میکردم که یک خورده کوچک شده، چون آن موقع من کوچکتر بودم، خیابان ها به نظرم بزرگتر میآمدند. ولی خوب چکارکنیم دیگر. انشاءالله که یک روزهمه ما برگردیم، همه ما که بیرون از ایران هستیم در هر جایی که زندگی میکنیم -- شنیدم در آفریقا هم ایرانی هست -- زیر سقف آسمان کشور خودمان برویم.
مریم: درباره کسانی که در کنسرتهای شما شرکت میکنند... دردبی و ترکیه معمولا از ایران میآیند. تفاوتی شما احساس میکنید بین کسانی که شرکت میکنند در کنسرت؟ حس و حالی که از جو کنسرت میگیرید چطور است؟
کامران: حقیقت را بخواهیم بگوئیم، واقعا به شما بگویم اولا این که واقعا روی صحنه برای ما بوی ایران را میآورند. واقعا وقتی که میآیند به ما میگویند مثلا یک ساعت پیش از فرودگاه آمدیم، یعنی هوای ایران هنوز روی دستها و لباسهاشان است به خدا. این دوستان فقط عشق و علاقه میآورند، خیلی داغتر و با انرژیتر هستند خیلی اشکها ریخته میشود از طرف ما هم همینطور، چون واقعا این عشق دو طرفه است. ما هم وقتی میبینیم که این هموطنان ما هستند که با این آهنگها یا بزرگ میشوند، یا عاشق میشوند، یا زندگی میکنند، به خاطر اسم ایران، به هوای ایران هموطنان گلمان، این کشورهایی که میرویم -- دبی یا ترکیه -- برایمان عزیز است. خوب، اینجا به قول معروف داغیاش بیشتر است.
نیما:البته یک مواقعی هست که دیگه این داغی خیلی زیاده در حد اُور دُزoverdose است.
کامران: تنوری است. نه خوب است هر چقدر هم که داغ است. خوبی ایرانی. .. من وهومن بزرگ شده آمریکا و کانادا هستیم ولی به این نتیجه رسیدیم که ایرانیجماعت یکی از با احساسترین انسانهای کره زمین است. هرچقدر احساس خوبی و مثبت و عشق بیشتر باشد باز هم کم است. تا اونجا که میتوانید همینجوری hotِ عاشق باشید.
مریم: هومن چرا اینقدر ساکتی؟
هومن: من آن قدر سرفه کردهام، میترسم وسط صحبتم دوباره سرفه کنم.
کامران: ما که سرما میخوریم میرویم دکتر، اولین چیزی که دکتر میگوید این است که اصلا صحبت نکنید زیاد، شب زود بخوابید، هومن الان یک کم بیشتر از من مریض است...
نیما: گذاشته که امشب ساعت 8 روی صحنه...
کامران: نه، اتفاقا کنسرت ما ساعت 12و نیم شروع میشه تازه، و هومن انرژیاش را گذاشته که روی صحنه بترکاند، به قول معروف.
مریم: بعد از شادمهر و. ..
هومن: آقای سروش.
کامران: فکر میکنم اول آقای سروش میروند (روی صحنه)، بعد آقای شادمهر و بعد هم کامران و هومن.
نیما: الان نمیدانم از کجا در background این مصاحبه دارد صدای بیست ِ شما میآید. یک سال شده از زمان انتشار ِ این آلبوم؟
هومن: نه کمتر.
کامران: شاید سه چهار ماه.
هومن: نه فکر میکنم دور و بر شش ماه شده.
کامران: شما اگر دقت کنید به اشعار آلبوم بیست، یک پرونده جدید باز شده در کار هنری ما که اشعارشیرین مریم حیدرزاده گل است. این هنرمند عزیز و شیرین دوست صمیمی خودمان هم هست. سلام میدهیم به او از این رادیوی گل، اگر صدای ما رو میشنود.
هومن:خیلی دوستش داریم.
کامران:باعث افتخار ماست که کلام مریم عزیز رو میخونیم و آهنگها و ملودیهای زیبای رامین زمانی. خدا را شکر بیشتر از گذشته هموطنان بلند باما میخوانند. به هومن بعضی وقتها میگویم آهنگها را که شروع میکنیم، تا میگوئیم «اگر تو را دوست دارم» اصلا دیگر نمیتوانیم صدای خودمان را بشنویم آن قدر که همه یکصدا میخوانند.
کامران: آقای رامین زمانی تهیهکننده آلبوم و دوست صمیمی ماست و آقای سعید صیام، پلَنِت انترتینمنت Planet Entertainment ، مدیریت کامران و هومن و تمام کنسرتها را بر عهده گرفته.
نیما: با مریم حیدرزاده از کجا شروع به همکاری کردید؟
کامران: از طریق تلفن با مریم عزیز صحبت کردیم میگفت «بگو من را کم داری» را خیلی دوست دارم. این آهنگ که در گذشته خواندیم که آهنگ رامین است «نرو». راهی ِ که ما دوست داشتیم، انجام میشد، ولی یک کم محدودیت داشتیم که نمیخواهم اینجا صحبت کنم. محدودیتهای سلیقه بود. من و هومن دوست داشتیم آهنگهایی مثل این دو تا را بخوانیم ولی متاسفانه تیمی که کارمیکردیم زیاد احساس نمیکرد و برعکس دوستان هموطن بیشتر علاقه دارند به آهنگهایی مثل «بگو منو کم داری» «نرو نگو نمیشه.» نتیجهاش را ما روی صحنه میبینیم.
کامران: مریم حیدرزاده و پدرام که زحمتهای روزمره اش برای ما معجزه می کنه.
مریم: همین پدرام خانی که اینجا دیدیمشان ؟
کامران: بله. به این خاطر که ما سرمان خیلی شلوغ است. ما قرارهایی که میگذاریم وسطش 4 تا سورپریز هست. ما الان با شما قرار داشتیم ولی دکتر رفتیم. هومن 2 تا آمپول زد نمیخوام بگم کجاش. ..من هم یک دونه آمپول زدم.
مریم: خب درباره آلبوم 20 صحبت کردیم که الان خیلی موفق هست. قدم بعدی چی هست ؟ آلبوم بعدی ؟
هومن: ما تازه شروع کردیم سوژه شعر هایی را که میخواهیم برای آلبوم بعدی درست کنیم انتخاب کنیم که هنوز تموم نشده. چند تا شعر هم با مریم انتخاب کردیم. و چند تا ویدئو میخواهیم درست کنیم برای آلبوم 20 هنوز. قراره که برای همه آهنگ ها یک ویدئو درست کنیم. آهنگ های «اونی که میخواستم،» «اگه عشق من تو نیستی» «با تشکر از شما» و «منو ببخش» و «فدای سرت» این 5 تا هنوز ماندهاند. قرار اتست که یک DVD هم در کنارش بگذاریم که با همه ویدئوها و پشت صحنه کنسرت هایی که رفتیم دور دنیا.
کامران: کار سختیه چون روی صحنه دور دنیا رفتن خستگی خودش رو داره، صدامون زخمی میشه، خش میافته، سرما میخوریم. ..
نیما: آمپول داره
کامران: آمپول داره وای وای
هومن: دو سه تا
کامران: ولی به فکرش هستیم به امید خدا فکر میکنم تا یک سال و دو سه ماه دیگه باید آلبوم بعدی آماده بشه.
مریم: میشه گفت یکی از معدود گروه های ایرانی هستید که روی صحنه میرقصید و رقص شما از حالت کلیشه ای ایرانی خیلی مجزا هست. روی رقصتون چقدر کار میکنید؟
هومن: ما choreographer داریم که . .. به فارسی چه جوری میگویند؟
کامران: کسی که این حرکات را به ما نشان میدهد چه کار کنیم طبق موسیقی.
هومن: خودمون هم اگر رقصی باشد که دوست داریم با موسیقی میکس کنیم به او میگوئیم ولی چون که ما همزمان میخوانیم خیلی سختتر است خواندن و رقصیدند. نفس کم میآوری.
کامران: مارقصنده نیستیم ولی سعی میکنیم حرکات رو یاد بگیریم اگر آهنگ و ریتم احتیاج داشته باشد . طبیعی است که وقتی من و هومن روی صحنه هستیم وقتی بدنم به من می گوید با این ریتم تکان بخور نمیتوانم آهنگ تندتند بزند من یا هومن همین جوری سیخ بایستیم. و یادمان نرود که کنسرت رفتن CD یا کاست گوش کردن در خانه نیست. وقتی انسان میرود به کنسرت نمیتواند چشم خود را ببندد و گوش بدهد. میرود یک چیزی را ببیند و بشنود.
نیما: اصلا توقع دارد که چیزی فراتر را ببیند.
کامران: بله، برای همین ما سعی میکنیم کاری که از دستمان بر میآید به جز خواندن که صاف بایستیم، یک چیز دیدنی هم داشته باشیم کنار شنیدن
.
مریم: چقدر کار میکنید روی رقص چقدر وقت میگیرد از شما؟
هومن: هر روز هم باید بریم gym. بهترین کار دویدن و خواندن همزمان است. این برای تمرین صدا و نفس گیری است. ولی جیم رفتن و روی صدا کار کردن و پیانو زدن برای ما هر روز است. انگار کسی که میخواهد فوتبال بازی کند، باید نرمش کند.
نیما: یعنی هر روز میروید روی این نوار نقالهها میدوید؟
کامران: تا آنجائی که بتوانیم ولی در هفته دو سه دفعه این کار را میکنیم، مخصوصا دوران کنسرت. باید بدانی که برای انجام شدن این حرکات، باید کلاس رقص برویم، بعد از این که رقص را یاد گرفتیم، باید هفت دفعه با رقصندهها انجام بدهی، کجا بایستی کجا نایستی. .. این ها همه وقت میبرد.
نیما: توقع چنین استقبالی را در جامعه ایرانی داشتید؟
کامران: ما یک چیز را میدانیم. این که چقدر به دل کامران و هومن نشست. شاید 20 تا آهنگ داشته باشیم ولی آنهایی رو میگذاریم که. .. دوست نداریم آلبوم پرکنی بگذاریم و خدا رو شکر که همچین نتیجهای گرفتیم. به خاطر سختگیری مریم، رامین...
نیما: مریم که میدونم خیلی سخت گیر است، چون من یک سفر داشتم با او در ایران؛ به اتفاق چند نفر دیگر ازتهران به یاسوج رفتیم. حتما صدای من را خواهد شنید. مریم در هیچ رستوران و هتلی غذا نمیخورد و میگفت من فقط باید دستپخت مامانم رو بخورم.
کامران: مریم عزیز اگر میشنوی ما میدانیم چقدر در غذا خوردن سختگیری. خب حق هر کسی است. سلیقهاش خوب است، میخواهد چیزهایی که دوست دارد بخورد، چرا که نه؟ ولی مریم عزیز وسواس بودنش کارش رو یک مرحله میبرد بالاتر.
نیما: قضیه www.kamranhooman.com چی میشه ؟ این همینجوری زده coming soon تا کی ؟
کامران: میخواهیم به زودی بگیم coming very soon بعد یک چهار ماه هم اون رو نگه داریم.
هومن: نه تمام شده، فقط چون که ما خیلی وقت است که لس انجلس نبودهایم من باید بروم کارهای ریزمانده را انجام بدهم که یک هفته هم طول نمیکشد. برگردیم انجام میدم. ولی وبسایت خیلی قشنگی است. من دیدهام.
نیما: قشنگ است، خودت فقط دیدی؟!
هومن: آره! کسی هنوز ندیده.
نیما: ولی در کنارش وقتی جستجو میکنیم در گوگل و سایتهای جستجوی دیگر در اینترنت، سایتهای دیگری میآید درباره شما. میخواستم بدانم که آیا این سایتها با اجازه خودتان است؟ آیا ارتباطی دارید، یا اینکه نه، فقط یک سری از دوستان هستند و حتی ممکن است که از بعضیهای آنها ناراحت باشید، چون که کل کارهای شما را گذاشتهاند برای download کردن.
هومن: ما دوست داریم این را که دوستان وبسایت درست میکنند، فقط بعضی از آنها، اطلاعاتی که دارند صد در صد نیست.
کامران: یعنی صددر صد درست نیست، برای همین.
نیما: اینها از همانهایی که داغی زیاد است، نه ؟
کامران: نه من فکر میکنم که اگر شخصی به دلیل این که کامران و هومن را دوست دارد میرود وبسایتی درست میکند اولا از آنها تشکر میکنیم. ولی درباره اطلاعاتی که میخواهند بگذارند، مطمئن بشوند که درست هست. خیلی هم خوشحال میشویم که اصلا لینکشان کنیم به وبسایت رسمی خودمان.
هومن: این ها از وقت خودشان دارند میگذارند برای این کار.
نیما: میشود به چند نمونه از این اشتباهاتی که بوده، اشاره کنید و تصحیح کنید؟
کامران: مثلا میگویند خانهشان اینجاست. کدام شهر زندگی میکنند، برادر نیستند، نمی دانم چند تا برادر و خواهرند. .. چیزهای جزئی اینجوری.
هومن: ولی دوستشان داریم و تشکر میکنیم از وقتی که میگذارند.
کامران: اگر در شهری هم هستید که شما دوستان به کنسرتهامون میایید، بیایید خودتان را معرفی کنید ما هم دوتا عکس میگیریم باهم که بگذاریم هم در وبسایت خودمان و هم وبسایت شما.
مریم: در مورد کنسرتهای بعدی تون لطفا یک توضیح کوچولو بدهید.
کامران: چشم. کنسرت بعدیمان فردا شب در پاریس است یعنی 11 نوامبر.
مریم: امشب در دبی هستید بلافاصله میپرید به پاریس؟
کامران: بله بدون خواب. پاریس هم که میدونید الان چقدر شلوغ است. خدا به ما رحم کند. 12 نوامبر در کلن در آلمان هستیم و بعد از اون هم 23 نوامبر در لس انجلس بعدش هم از دسامبر به بعد یک تور بسیار بزرگ شروع میشود. دیگر سرمان خیلی شلوغ است، ولی خوشحالیم و هیجانزده. بدانید که ما با عشق شما زندگی میکنیم و خیلی خیلی خیلی راضی هستیم.
مریم: خیلی ممنونم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
))))!
) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش
)))))))
و به جای زنگ زدن به آتش نشانی می شینه میل جفنگ به مارشال-مدرن میزنه
...
دخترها
توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها
توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری «انتخاب»، گاردین با اشاره به اینکه «این هنرپیشه با حجاب کامل و مانتو با خبرنگاش گفت و گو کرده»، نوشت: زهرا امیر ابرهیمی که صدها هزار نسخه از فیلم جعلی منتسب به وی در نقاط مختلف کشور پخش شده، گفت كه نامزد سابقش که وی را به «کینه توری» متهم کرد، با تكنيك هاي استودویی، براي تخريب موقعيت حرفه ای وی، این فیلم را منتشر و با تیراژ وسیع در سطح کشور منتشر کرده است.
وی افزود: من اقرار می کنم که چهره ی فردی که در آن فیلم بازی می کند، شبیه من است.
گاردین مدعی می شود که «نامزد سابق این هنرپیشه 25 ساله سینما و تلویزیون اتهامات را پذیرفته است.»
این متهم با بیان این که «این فیلم در خانه ام فیلمبرداری شده» در ادعایی عجیب گفته که «فکر اين کار برای اولین بار به ذهن امیرابراهیمی خطور کرده است و بعدا هم توسط خود او در سطح کشور پخش شده است.»
از سوی دیگر، زهرا امیر ابراهيمی می گوید: پس از آن که، رابطه با نامزدم را یک سال پیش به دلیل «خیانت» به هم زدم، او من را تهدید کرد و به گفت که «کاری خواهم کرد که از خجالت، نتوانم سرم را بلند کنم و مانع کار هنری من در ایران خواهد شد»
این هنرپیشه سینما و تلویزیون، ضمن انتقاد از پخش کنندگان و خریداران این فیلم جعلی ، با بیان این که «من و خانواده ام تصور می کرديم در جامعه ای منطقی زندگی می کنيم»، ادعا می کند که ۹۰ درصد مردم کشورش، این مسائل را به صورت جدی دنبال می کنند.
گاردين در بخش دیگری از گزارش خبرنگارش از تهران، می نویسید: نامزد سابق خانم امیرابراهيمی که دستيار کارگردان است، به جرم ساخت و توزيع اين فيلم، احتمالا به سه سال زندان و معادل ۶ هزار پوند جريمه محکوم خواهد شد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوست داری دخترو اذیت کنی ولی بلد نیستی!!!!
۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بزارید رو بوق
۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید
۴- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنيد
۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنيد
۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگوييد خوشتون نيومد و بريد
۷- توی جشن تولد یکی از دخترا فامیل تا اومد شمع ها را فوت کنه همه رو خاموش کنید
۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد بلافاصه بگید چقدر قدیمی بود
۹- اشتباهات لغوی دخترارو موقع صحبت کردن تکرار کنید و بخندید
۱۰- تو یه جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید
۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون
۱۲- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنيد
۱۳- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گيتارش به چند جهت بچرخونيد
۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بر گردونید
۱۵- چاق بودن و بی ریخت بودن دختر مورد نظر رو دم به ساعت به اطلاعش برسونید
۱۶- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده
۱۷- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه
۱۸- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده
۱۹- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه
۲۰- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن و گلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتید تعریف کنید
۲۱- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید
۲۲- توي خيابون به يه قسمت از لباس يه دختر خيره بشيد و بزنيد زير خنده (نمي دونيد دختره چه حالي مي شه)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
محمدرضا گلزار![]()






خب دوستان گلم اينم از اين ![]()
اميدوارم مورد پسندتون قرار گرفته باشه ![]()
![]()
منتظر نظرتون هستم.![]()
تا هاي باي باي![]()
![]()
![]()
![]()
man to matalebe ghabli gozashte boodam
vali hala dobare , chon darkhast shod mizaram
0018189906200
khob in rooza up nemikonam chon ke aslan shoma
yadi az man nemikonin
va nazar nemidin
manam ta shoma nazar nadin up nemikonam
inam estesna bood chon Elham joon darkhast karde bood
khobin?khoshin?chekhabara![]()
seri pish kam nazar dadin delam shikast ![]()
omidvaram indafe , injori nashkoninesh![]()
khob emroz mikham az Kami & Hoomi ke ro shakheshe![]()
+
Cheristian Ronaldo & Anoshe Ansari ![]()
up konam , bebinino lezzat bebarid ![]()
Kamran & Hooman![]()

inam Briana cheghadr pire , pore choroke soratesh![]()








Christian Ronaldo![]()















Anosheh Ansari![]()



« نخستین بانوی جهانگرد فضایی و نخستین سفیر فضایی»




















من همیشه میدانستم که روزی به فضا خواهم رفت و راستش را بخواهید هیچگاه نمیدانستم چگونه... اما من همیشه به همه میگفتم که عاشق فضا هستم و میخواهم به آنجا سفر کنم و سرانجام راهش را یافتم.




چهارشنبه عصر، فضانوردان قديمي ايستگاه، رسما اين بزرگترين سازه دست بشر را به گروه بعدي که همراه انوشه انصاري عازم ايستگاه شده بودند، تحويل دادند. يکي از اين فضانوردان در توصيهاي به مايکل لويز درباره اقامت 6 ماهه او گفت: اگر ميخواهي موفق شوي، سعي کن سخت نگيري و با شرايط اين بالا کنار بيايي.
دو فضانورد خدمه 13 که 6 ماه زندگي دشوار را در فضا سپري کردهاند،به همراه انوشه انصاري با فضاپيماي سايوز TMA-8 روز گذشته ( جمعه 7 مهر ) به زمين بازگشتند.
بامداد جمعه عمليات ويژه فرود آغاز شد و پس از بسته شدن دريچههاي حافظ ميان سايوز و ايستگاه اين فضاپيما جدا شد تا راه خود را به سوي زمين در پيش گيرد؛ سفري که هنگام رفت حدود 48ساعت به طول انجاميده بود، ظرف کمتر از 3 ساعت به پايان رسيد.
يکي از دشوارترين مراحل اين سفر، ورود به جو زمين بود؛ زماني که کپسول با لايه فشرده جو زمين برخورد کرد و همچون گلولهاي آتشين با دماي فوقالعاده بالا وارد جو زمين شد و در پايان اين سفر دشوار با باز شدن چترهاي نجات مراحل فرود ادامه پيدا کرد تا اين که نخستين فضانورد ايراني دوباره قدم بر خاک سياره مادري گذاشت.
دو- سه روز گذشته مراجع خبري فضايي چون سايت Spaceref ، Spaceflightnow و CBS گزارشهاي ويژهاي را به حضور انوشه انصاري در فضا و دستاوردهاي آن اختصاص دادند. سفري که به گفته مقامات رسمي، باعث شده است توجه و علاقه مردم و آشنايي آنها با واقعيات زندگي در فضا بسيار گسترش پيدا کند. انوشه انصاري در يکي از مطالب وبلاگش درباره مناظري که از فراسوي زمين ميبيند توضيح داده است.
وي نوشته است در کنار آزمونهاي علمي که انجام ميدهد يکي از بهترين لحظات او تماشاي زمين از پنجرههاي ايستگاه فضايي است؛ جايي که ميتواند زمين را در دل آسمان ببيند و عوارض سطحي برجسته زمين را روي آن تشخيص دهد جايي که هيچ مرزي جز مرز آبها و خشکيها قابل رويت نيست و هيچ چيز نميتواند محدوديتي را به وجود آورد و چيزي از زشتيهاي زمين را نميتوان ديد.
يکي ديگر از مناظري که انوشه را مجذوب خود کرده، تماشاي طوفانها و رعد و برقهايي است که از فضا شبيه يک بازي بزرگ نور ديده ميشود.
اما فراسوي همه اينها، انوشه انصاري که خود علاوه بر مدارکش در حوزه IT، کارشناس ارشد اخترشناسي است، مجذوب تماشاي ستارگان آسمان و زيبايي راه کهکشان از فراسوي جو زمين شده است.
گزارش او از رصد ستارگان و راه شيري يکي از معدود گزارشهاي دقيقي است که در اين باره منتشر شده است.

































omidvaram khobo khosh bashin![]()
to emtehana ham movafagh![]()
bayad az hameye shoma mazerat bekham ke dir be dir up mikonam![]()
dargire emtehana boodam ![]()
amma![]()
emroz ba daste por omadam ![]()
ax az chandta khoshtipo khoshgelo jigaar ovordam![]()
![]()
omidvaram shoma ham ham aghide ba man bashin![]()
khob ghabl az axa khabar daram ![]()
bazam consertee ![]()

khoob bad az 2 ta bahalash shoro konim ![]()
سوگند دانلود کنید
بگو منو کم داری دانلود کنید
Kamran & Hooman ![]()

























Kami & Hoomi on aghaban ![]()










Mohammadreza Golzar ![]()








Benyamin ![]()





Shadmehr Aghili ![]()













khoooooob![]()
inam az axaye khoshtipa o khoshgela o jigaraa ![]()
2ta axe bahale khande daram mizaram omidvaram baese narahati kasi nashe ![]()


omidvaram lezzat borde bashin ![]()
montazere nazaratetoon hastam![]()
dige axaye ziyad , nazare ziyadam mikhad digee![]()
pas bebinam chikar mikonin![]()
![]()
![]()
ta hi
bebakhshid yekam tool keshid ta up konam ![]()
mashghole darso emtehana boodam ![]()
khob emroz baratoon ye alame ax ovordam emrozi & diroozi![]()
va baraye on azizani ke darkhaste shomare va fax Kami & Hoomi ro karde boodand
roye in ax ziri mitoonan be khastashon beresaan ![]()

hala axaye consertaro mizarim nemidonam kodom conserta vali ... ![]()














khob ina axaye consert bood
hala yeseri axe ghadimie vali indafe ba keyfiyat![]()

khoob omidvaram lezzat borde bashin![]()
![]()
![]()
![]()
ta hi
bazam khaabaaar ovordaaam![]()
Kami & Hoomi ba Farshad Amin![]()
Consert daran ![]()
age goftin koja![]()
MIAMI![]()

etelaate bishtar mikhai biya paayntaar ![]()

Event: Kamran-Hooman & Farshid Amin Live in Concert
Date: Friday September 8th
Location: Sheraton Miami Mart Hotel ( Miami / Florida )
More info: 786-351-6396

Aghaye Sajad shomareye Kamran & Hoomano khastid
man to matalebe ghabli gozashte boodam
vali hala dobare , chon darkhast shod mizaram
0018189906200
khoob omidvaram ke harki Miami hast va mire consert behesh khosh begzare
salami ba eshghama z tarafe ma be in 2 gol = Kami & hoomi
beresoonin
ta bad
bye ta hi![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
mamnun az nazara omidvaram ba in seri axa
betoonam jobran konam ![]()
in seri axa az conserte Kami & hoomi ba Dariush hast![]()
omidvaram khosheton biyad ![]()






khooob hala chandta axe ghadimi ![]()




omidvaram morede pasandetoon gharar gerefte bashe
nazar yadetooon naree ![]()
ta bad bye ta hi ![]()
![]()
![]()
![]()
mamnun az nazaraa![]()
emroz begheir az axaye Kami & Hoomi joon ![]()
mikham chandta ax az Benyamin va ye mosahebe az on baraton bezaram![]()
![]()
omidvaram lezat bebarid![]()
![]()
















Benyamin
بنیامین به همراه شادمهر عقیلی آلبوم مشترک خواهند داد!
ظاهرا آلبوم جدید بنیامین آنطور ها که همه میگفتند بی سرو صدا وبه راحتی مجوز نگرفته است.آنچه در این روزها در بین اهالی موسیقی شنیده میشود حکایت از ناراحتی بعضا از مسئولین عالی رتبه ارشاد که ظاهرا از انتشار این آلبوم چندان راضی نیستند وترانه های این آلبوم چندان به ذائقه آنها خوش نیامده است.چنانچه این اخبار صحت داشته باشد.
باید منتظر تکرار ماجرایی باشین که هفت سال پیش و به دنبال انتشار آلبوم جنجالی دهاتی رخ داده بود.در روزهای آینده سعی میکنیم تا اخبار جدیدتری از این ماجرا را به عرض شما برسانیم.حتی شنیده شده او به همراه شادمهر آلبوم مشترکی را آماده خواهد کرد.




! مصاحبه با بنیامین !
خواننده (من امشب مي ميرم ) بهادري معروف به «بنيامين» دو ماه ديگر بيست وچهارمين سالروز تولد خود را جشن مي گيرد.خواننده اي كه «امشب مي ميرم » را نسبت به ساير ترانه هاي خود ترجيح مي دهد ودر گفت وشنودهاي خود با ما مكرر به اين ترانه اشارت دارد.
بنيامين در روزهاي پاياني سال 1384 به ترانه «دنيا ديگه مثل تو نداره ونمي تونه بياره» گل كرد و در واقع «محسن رجب پور» مدير شركت ترانهء شرقي پس از سكوت چند ماهه گروه آريان موفق شد آلبوم تازه اي به سبك نوين پاپ وجوان پسند از اين خوانندهء جوان روانه بازار هنر كند.
* ابتدا خودتان را معرفي كنيد؟ بنيامين بهادري هستم در شهريور 1361 خورشيدي در بيمارستان خيابان كارون تهران متولد شدم و دو ماه ديگر بيست چهارمين تابستان زندگي خود را جشن ميگيرم. در حال حاضر دانشجوي رشته ادبيات دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن هستم . * چند ساله بودي كه وارد موسيقي شدي؟ از 19 سالگي گيتار ميزدم و در زمينه آهنگسازي نيز كار ميكردم * در روزهاي پاياني سال گذشته گفته بوديد كه خوانندگي را دوست ندارم چرا؟ نه اينكه دوست نداشته باشم بلكه بيشتر علاقهام به آهنگسازي است وسعي دارم كه كار توليد كنم تا اينكه بخوانم ! * اكنون چه مي كنيد؟
در حال حاضر كار آهنگسازي كودك را دارم كه به زودي تمام ميشود.
* نام آهنگ چيست؟
هنوز مشخص نشده است
* چرا به كار آهنگسازي كودك روي آورديد؟
حس مي كنم براي اينكه جامعه درست و مدرني داشته باشيم بيشترين امكانات خود را بايد صرف كودكان كنيم
* خوانندگي حرفه است يا هنر؟
هنر است هنري كه ميتوان به آن به شكل حرفه اي نگاه كرد.
* شعرهاي ترانه هايتان را خودتان گفته ايد؟
خير، شعر ترانه هاي آلبوم 85 از شاعر ودوست عزيزم «فريد احمدي» است كه در واقع از لحاظ مفهومي وزني و قافيه هر يك از سروده هاي فريد قابل تحسين است !
* ساخت آهنگسازي ترانه هاي 85 از چه كسي بود؟
خوشبختانه تمامي آهنگها را خودم ساخته ام.
* رمز موفقيت آلبوم 85؟
تا كنون به اين مورد فكر نكرده ام وتا حالا كسي هم در مورد اين موضوع چيزي نگفته است به هر حال از خواننده اي هم تقليد نكرده ام
* كدام كارت را بيشتر دوست داري؟
ترانه « من امشب ميميرم» !
* چرا؟
چون با غشق بيشترين راتباط خود را بر قرار مي كنم و عشق فرامرز است، زيرا براي عشق نميتوان مرزي قايل شد !
* عشق را در خاطره ها چگونه مي بينيد؟
عشق فرامرزي است وتفكيك در محدوده عشق را جايز نميدانم.
* محيط دانشگاه چگونه است ؟
محيط و فضاي دانشگاه بسيار صميمانه است.
* مدتي قبل گفته بوديد كه در آينده سبك كارم را تغيير ميدهم ، چه سبكي را در نظر داريد؟
ممكن است اين حركت را بدون وقفه انجام دهم و صد درصد كاري را كه يكبار انجام داده ام تكرار نميكنم. زيرا از كار تكراري خوشم نمي آيد و تنوع ، موجب رشد كمي وكيفي است.
omidvaram morede
pasandeton gharar
gerefte bashe
khob ta up badi
bye ta hi![]()
![]()
![]()
![]()
emroz ba yekalam ax omadam ![]()
axaye emrozio diroozi ![]()
omidvaram khosheton biyad![]()
vali ghabl az on 2 ta khabar daram baratoon![]()
avvalish ineke onayike natoonestan mosahebeye
Kami & Hoomi ba Kasra jono![]()
bebinan az in sait http://www.concertotv.net/show01_kh.html
ba click kardan roye PART ha mitoonan
shahede gofte goye in 2 aziz = Kamran & Hooman![]()
bashand ![]()
![]()
![]()
khabare badiiii ![]()
inke be zodi AUGUST 19,2006 dar IRVINE, CALIFORNIA![]()
conserte Kami & Hoomi + Dariush hast![]()
![]()
khosh be saadate onayi ke dar CALIFORNIA zendegi mikonan![]()
etelaate bishtar mikhain be in sait morajee konin www.concertoonline.com
inam tablighe consert


axa inbar kheili ziyade bekhatere inke
kheili vaghte up e dorosthesabi nakarde boodam
axa talambar shode bood ![]()
dige tasmim gereftam emroz hamasho bezaram ![]()
khoob berim soraghe axaaa ![]()

































Kamran & Shaghayegh baham dide mishavand ![]()
![]()























khoooob ![]()
inam az in![]()
omidvaram morede pasandetoon gharar gerefte bashe ![]()
axaye ziyad nazare ziyadam mikhad ![]()
khob ta bad ![]()
bye ta hi
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
emroz ba axaye jadid omadam ![]()
+
ye khabare dagh ke motmaenam khoshhaleton mikone ![]()
Kami & Hoomi 3shanbe ba Kasrie aziz ![]()
dar kanale PEN saate 5.30 sobh be vaghte iran ke 12 saate bad ham tekrar dare
mosahebe daran ![]()
ke ehtemale ziyad videoye FADAYE SARET ham bayad on moghe pakhsh beshe ![]()
![]()
HATMAN BEBININ ![]()
khob berim soraghe axaa ![]()


![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()











khob omidvaram khosheton omade bashe ![]()
nazar yadeton nare ![]()
bye ta hi ![]()
![]()
![]()
![]()
hamishe khob o khosh o salamat bashid
mamnun ke ba nazarateton mano hamrahi mikonid![]()
ye chandta ax Kami & Hoomi joon ![]()
![]()
&
Christan Ronaldo baratoon mizaram ![]()
omidvaram ke khosheton biyad ![]()













دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش
Christian Ronaldo






















Gho0orBagheHa
قورباغه ها
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who
روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.
جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند...
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:
"Oh, WAY too difficult!!"
"اوه,عجب کار مشکلی!!"
"They will NEVER make it to the top."
"اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند."
یا:
"هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!"
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند...
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند...
The crowd continued to yell, "It is too difficult!!! No one
جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!"
More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....
This one wouldn't give up!
این یکی نمی خواست منصرف بشه!
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه
THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا
It turned out....
و مشخص شد که...
That the winner was DEAF!!!!
برنده ی مسابقه کر بوده!!!
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or
Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که:
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون
هیشه به قدرت کلمات فکر کنید.
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره
Therefore:
پس:
ALWAYS be....
همیشه....
POSITIVE!
مثبت فکر کنید!
And above all:
و بالاتر از اون
Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید
Always think:
و هیشه باور داشته باشید:
God and I can do this!
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم
Pass this message on to 5 "tiny frogs" you care about.
این متن رو به 5 تا "قورباغه کوچولو" که براتون اهمیت دارند بفرستید.
Give them some motivation!!!
به اون ها کمی امید بدید!!
آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی
montazere nazaraye ghashangetoon hastam
bye ta hi ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
chetoriya ![]()
yeki az shoma doostaye golam baram nazar gozashte bood ke in webe man etelaate kafi nadare az Kami & Hoomi e aziz ![]()
bayad begam ke man nemidoonestam ke kasi to in donya Kami & Hoomi o nashnase
behamin dalil etelaate kami gozashtam ![]()
vali chsham hatman az Shaghayegh barat etelaati mizaram dooste aziz![]()
avval chandta ax az Kami & Hoomie gol mizaram bad miram sare Shaghayegh![]()



شقایق
شقایق 18 خرداد درتهران به دنيا اومده و يک برادر بزرگتر به نام شروين داره 3 ماهه بوده که همراه خانواده ش به آلمان ميره بعد از يک سال از آلمان به نروژ میره وقتي 2 ساله بوده در مطب دندان پزشکي مادرش توسط خانومي که تو کار تبليغات بوده براي تبليغات يکي از مارک هاي معروف پوشک انتخاب ميشه و چون از نظر تناسب اندام هم قابل قبول بوده درسال هاي بعد هم کار modeling رو ادامه ميدهشقایق ۱۷۸ سانتی متر قدشه
شقایق وقتی 6 سالش بوده از نروژ به کانادا (تورنتو) میاد در 15سالگي تبليغات کمپاني معتبر شلوارهاي Levis رو انجام ميده بعد از اون هم شقایق برای کمپانی های مختلفی اعم از پوشاک و اتومبیل و ....به عنوان مدل فعالیت کرد
ميگن وقتي هم که تو کانادا بوده در برنامه هاي فارسي زيان تلويزيون تماشا که فقط در کانادا قابل مشاهده است به عنوان مجري برنامه اجرا ميکرده
در همون سال (يعني وقتي 15 سالش بوده)در تورنتو با کوجي زادوري(کارگردان موزيک ويدئو هاي ايراني) آشنا ميشه و کوجي به اون پيشنهاد تهيه يه آلبوم رو ميده اولين آلبوم موسيقي شقايق سال 2001 به بازار اومد و با استقبال بسيار سردي از طرف مردم مواجه شد (از خودم نميگم مراجعه شود به مجله طپش که در رابطه با کامران و شقايق بود و همچينين برنامه اختصاصي شرکت ترانه که وارتان آوانسيان خودش گفت اين البوم اون طور که بايد و شايد موفق نبوده)
بعد از بيرون اومدن آلبوم شقايق در مارکت ايراني ميره و براي بازي در فيلم Legion of the dead تست ميده و قبول ميشه از اينجا به بعد شقايق يه ذره معروف شد و تصويرش البته باز هم به عنوان مدل رو جلد برخي از مجله هاي اروپايي و آمريکايي قرار گرفتاینم تصویر برخی مجله هاست که شقایق به عنوان مدل اصلی رو جلد بوده اين فيلم در رابطه با يک ملکه موميايي شده مصري هست که بعد از هزاران سال زنده ميشه و سعي ميکنه قدرت جهان رو در دست بگيره
این تصویری از همین فیلم هست که گوشه هایی از دلایل متعد تنفر ۹۹،٪طرفداران کامران از شقایقه واقعا یک نفر چه قدر میتونه خودشو ذلیل کنه که تن به همچین کاری بده اونم فقط برای شهرت!!!
اينايي که ميگم نقل قول از مجله تهرانه ديگه راست و دروغش پاي خودشون يه کمي اغراق آميزه به نظرم
شقايق به زبان هاي انگليسي. فرانسه.اسپانيايي و ژاپني تسلط کامل داره استعداد چشمگيري هم در زمينه نقاشي داره به طوريکه تو خونه ش پر از تابلو هايي هست که خودش کشيده در ورزش تکواندو مقام داره و چندين سال هم به عنوان مربي شنا مشغول به کار بوده در سال 2002 هم به عنوان الهه زيبايي ايرانيان توسط يک مجله اروپايي انتخاب شده (تا همین چند وقت پیش هم برای انتخاب زیباترین دختر جهان در سال ۲۰۰۵ در رتبه اول رای گیری بود)
درحال حاضر شقايق براي بازي در فيلم جديدش در کانادا به سر ميبره و چند پيشنهاد هم سينماي باليوود براي بازي در فيلم هاي هندي داره (خيلي ها هم اعتقاد دارن شقايق شباهت عجيبي به ايشورا راي معروفترين بازيگر سينماي باليوود داره
البته به نظر من خیلی از ایشواریا خوشگل تره و انجلینا هم به گرد پاش نمی رسه
در اخر هم من نمی دونم واسه چی دختر به این زیبایی و معروفیت مورد تنفر برخی از فن های کامران هومن هستش مهم کامران هست که می خواد باهاش باشه نه من نه تو و نه هیچکشس دیگه
راجع به ازدواج هم نباید هیچ حرفی رو ار هیچ سایتی باور کرد تا زمانی که خودشون مستقیم نگن هر کی واسه خودش ی حرف می زنه میشه به اندی (اندریانیک) مثال زد که حدود 14 سال با شینی هست ولی هنوز که هنوزه نامزد هم نیستن ولی با هم دوستن که اندی خودش هم اینو گفت که شینی نامزد من نیست دوست دختر منه ولی از دوست دختر بیشتر دوستش دارم یا چند تا دیگه از خواننده ها .....
راستی داشت یادم می رفت من این مطالب رو از وبلاگ کامران واستون گذاشتم
khob inam Biographye Shaghayegh
khob omidvaram khoshetoon omade bashe
montazere nazarateton hastam
bye ta hi ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
emroz ham chandta ax mizaram
omidvaram khosheton biyad ![]()














Ye Dokhtare 20 Saleye Farari
سال بيشتر ندارد و در يك خانه فساد در دام ماموران گرفتار شده است. فيلم گذشتهاش را به عقب برميگرداند و تلخيهاي زندگياش را چنين به تصوير ميكشد:
اسم من موناست و 19 ساله هستم. پدرم بنا بود. از روزي كه به دنيا آمدم صداي دعواهاي پدر و مادرم در گوشم نجوا ميكردند. مادرم عاشق پسر ديگري بود اما خانوادهاش او را به زور به عقد پدرم درآورده بودند. در درياي تلخي، كينه و درگيري بزرگ شدم مادرم اصلا اهميتي به من و خواهر كوچكم نميداد. ديگر از اين وضعيت خسته شده بودم. حسرت دست محبت مادرم را ميكشيدم. اما افسوس... افسوس كه مادرم تمام فكرش معشوقهاش علي بود. زندگي ما بخاطر وجود او سياه شده بود. نميتوانستم خيانتهاي مادرم به پدرم را تحمل كنم. از آخرش ميترسيدم اگر يك روز پدرم ميفهميد چه ميشد. پدرم بخاطر كارش از صبح تا شب كار ميكرد مادرم هم در غياب پدرم، علي را به خانه ميآورد. گاهگاهي هم با او به تفريح و گردش ميرفت. دلم به حال پدرم ميسوخت. بخاطر مادرم و بچههايش از صبح تا شب كار ميكرد. اما چه بيفايده، شبها هم با مادرم دعوا ميكرد. چون بيتوجهيهايش را نسبت به زندگي و بچههايش ميديد.
بالاخره اتفاقي كه ميترسيدم افتاد. يك روز كه مثل هميشه علي در خانه ما بود پدرم ناگهان سرزده وارد خانه شد. هيچ وقت آن روز را فراموش نميكنم. غوغايي به پا شد. علي با پدرم درگير شد او را كتك زد و از خانه فرار كرد. مادرم هم با او رفت. پدرم فرداي آن روز تقاضاي طلاق داد. بيچاره حتي شكايتي هم از مادرم نكرد. در همين گيرودار بوديم كه پدرم از غصه دق كرد و مرد. شايد هم فكر آن صحنه كه مرد بيگانهيي در خانهاش بود، آزارش ميداد. بعد از مرگ پدرم، من و خواهرم مجبور شديم پيش مادرم برويم. مادرم هم نگذاشت چهلم پدرم بگذرد، با علي معشوقهاش ازدواج كرد. علي اخلاقش بسيار بد بود. چون مواد مصرف ميكرد، مادرم را كتك ميزد. من و خواهرم را عذاب ميداد. يك بار هم علي مشغول كشيدن ترياك بود كه من با او درگير شدم با سيخ پاهايم را سوزاند. به گريه افتادم. مادرم هم به جاي اينكه براي دخترش دلسوزي كند با صداي بلند از من خواست كه به اتاق ديگري بروم آن شب تا صبح گريه كردم و ميگفتم چرا بايد سرنوشت من اين گونه ميشد. چرا در اين خانواده متولد شدم. چرا پدرم مرد و...
آن شب تمام وسايلم را جمع كردم، تصميم گرفتم از خانه فرار كنم. صبح زود، وقتي مادرم و علي خواب بودند، از آن خانه بيرون آمدم. احساس آرامش ميكردم گويا كبوتر قلبم آزاد شده بود و در آسمان پرواز ميكرد. نميدانستم كجا بايد بروم ولي خيالم راحت بود كه از آن شكنجهگاه خلاص شدهام.
به خانه عمهام رفتم. اما عمهام آنقدر مادرم و علي را نفرين كرد كه از آنجا ماندن هم خسته شدم. از آن خانه راحت شده بودم، اما عمهام باز حرف آنها را ميزد. يك شب بيشتر نتوانستم تحمل كنم. فرداي آن روز از خانه عمهام بيرون آمدم. نميدانستم كجا بايد بروم. نه پولي داشتم، نه جايي براي زندگي.
لباس پسرانه ميپوشيدم و در دستشويي پاركها ميخوابيدم. يك شب در دستشويي پارك با يك دختر فراري كه سرنوشتش مثل من بود، آشنا شدم. او ميگفت با پسري دوست شده كه به او قول ازدواج داده است. گاهگاهي هم به خانهاش ميرود. از من خواست كه به خانه دوست پسرش بروم. فرداي آن روز به آنجا رفتيم. خانه بزرگي در مركز شهر بود. در آنجا دختر و پسران زيادي رفت و آمد داشتند. آن وقت فهميدم كه آنجا يك مركز فساد است. رييس خانه فساد پيرمرد سرحالي بود كه با نوهاش همان پسري كه به دوستم قول ازدواج داده بود آنجا را اداره ميكرد. از من خواستند كه خودفروشي كنم و در آنجا بمانم. من هم مجبور شدم قبول كنم. چون جايي براي ماندن نداشتم.
هر شب مرا به مردان سن بالا اجاره ميدادند و پولش را پيرمرد (رييس خانه فساد)ميگرفت. آن دختر هم كه در دستشويي پارك با او آشنا شدم وسيلهيي بود تا دختران فراري را به دام بيندازد. به هرحال گرفتار آنجا شده بودم. از خودم بدم ميآمد. از زندگيام، آنقدر آلوده بودم كه دلم ميخواست بميرم. هميشه با خود ميگفتم اگر من يك پدر و مادر دلسوزي داشتم در اين زندان سياه نبودم. كاش حداقل پدرم زنده ميماند، محبتم ميكرد. آه كه چقدر به دستان نوازشگر پدرم نياز داشتم. اما نميدانستم چه كار بايد بكنم. نه راه پس داشتم نه راه پيش.
آنقدر در درياي آلوده غرق شده بودم كه ديگر به هيچ چيز و هيچ كس فكر نميكردم، بيخيال شده بودم. بايد تسليم سرنوشت ميشدم. چند ماهي گذشت و يك روز ماموران به آن خانه ريختند و مرا هم دستگير كردند. شايد ديگران از اين جمله من خندهشان بگيرد، اما دلم براي مادرم هم تنگ شده ، شايد شكنجهگاه آن خانه بهتر از آلودگي و گناه بود. اما او چقدر بيمحبت بود. انگار از محبت مادري بهرهيي نبرده بود. او حتي بعد از فرار من به پليس هم مراجعه نكرده بود كه از آنها بخواهد بچهاش را برايش پيدا كنند. بعضي اوقات به خودم ميگويم او مرا فداي معشوقهاش علي كرد. دلم براي خواهر كوچكم هم تنگ شده، دوست دارم بدانم كه الان چه ميكند. آيا علي باز هم او را شكنجه ميدهد. ولي دلم ميخواهد تحمل كند تا سرنوشتي مثل من نداشته باشد.
دختر جوان به فكر فرو ميرود، بعد از چند دقيقه ادامه ميدهد: بزرگترين آرزويم خوشبختي خواهرم است. دوست دارم زودتر از زندان آزاد شوم. پيش خواهرم برگردم. هر دو كار كنيم و خرج زندگي تامين شود. چه روياهايي داشتم. دوست داشتم درس بخوانم، براي خودم كسي بشوم. اما نفرين بر اين روزگار كه مرا پشت ميلههاي زندان انداخت
Ghadre Khone va khonevadatono bedonin ke ba hichi nemishe avazeshon kard
inam ye dastane dardnak
omidvaram ke khosheton omade bashe
nazar yadeton nare
feilan
dar panahe hagh ![]()
chandta ax az tavalode
Briana bezaram ke Hoomanam
to tavalodesh davat boode









او را كه مي بوسي از دست ات خواهد گريخت
اگر بوسه ات طعم تلخ وابستگي را بدهد
او را كه مي نگري هر روز دورتر اش مي بيني
اگر نگاهت بندي در پايش باشد
اوكه اكنون اينچنين عاشقانه سخن مي گويد
عاشقت خواهد ماند ، اگر رهايش بگذاري
اگر حضورش را مي خواهي ، رهايش كن
آنگاه همه وجودش با تو خواهد بود ، براي هميشه!
عشق و معشوق دو پديده جدا از هم اند
عشق را در دل بپروران و معشوق را آزاد بگذار












اين ابرهاي سوخته سوگوار
تابوت آفتاب را به كجا مي برند ؟
اين بادهاي تشنه هار و حريص وار
دنبال آبگون سراب كدام باغ
پاي حصارهاي افق سينه مي درند ؟
اكنون درخت لخت كوير
پايان نااميدي
و آغاز خستگي كدامين مسافر است ؟
اي شب !
به من بگو
اكنون ستاره ها
نجواگران مرثيه عشق كيستند ؟










در گذرگاه زمان خيمه شب بازی دَهر
با همه تلخی و شيرينی خود می گذرد
عشقها می ميرند، رنگها رنگ دگر می گيرند
و فقط خاطره هاست
که چه شيرين و چه تلخ دست نخورده بجا می ماند.
















کاش بودی تا دلم تنها نبود
کاش بودی تا که یاد پنجره
در فراق عشق تو تنها نبود






Khosoosiate Yek Pesare Khoob
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد..........
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره..........
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش........ پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون........
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته...
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه........
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده.........
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني يا.....
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه...........
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند......
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد...........
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد.................
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد................
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند......
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود........
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند............
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود...........
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند..............
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري).....
يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند..............
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد.........
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند...........
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد....
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند......
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد.......
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد........... ...
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد......
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند....... يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد.................
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند........
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد.............
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد............
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند.........
يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد.........
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند...
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد......
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند.........
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . .

یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه
یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره
یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی WC نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور)
یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه) اين مورد رو من به عينه ديدم
یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده
یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)
یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره
یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازي( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه
یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه
یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو! (
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه (جوابیه
یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن
یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از دوستاش قرض نمی کنه
یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره





shomare Telephone Kami & Hoomi + shomareye faxeshon

hamishe sai kon doostii ke base khodet migiri ghalbesh bozorg bashe. chon majboor nashi be khatere in ke toosh ja beshi khodeto koochik koni
chand ta axe ghadimi az consertaye Kami & Hoomi baraton mizaram
jadida bashe feilan yekam tosh bemonin bisاtar nazar bedin ![]()
harchi nazara bishtar bashe axa bishtare ![]()

khoshgele khodameee in Hoomi

bah bah to jamiyat hame jore peida mishe az nozade boro balaa ![]()

heykaleeeshoo

nazeee nafaseeeee ![]()

aghaa kamraan khoshgeleee ![]()
inja ham dare mige dare goshe Hooman ke Negar kheili dooset dare

eeeey jooooooooooon ![]()

jigaaareshooo

az hame taraf khoshgele raste migan gol ke poshto roo nadare

Daste Kaamio ![]()

ey tip , ey albalo , ey fereshte man chi begam betoo az khobi ![]()

kamraniaash bejighan ![]()

Katy joonam on posht dare miraghsee ![]()

hala tashakoraa biya balaaa

ghorbone on sedat beshaam maan

ey khoda harchi khobie be in dota bede maro khoshhal kon ![]()

khob khosheton omad?? inam axaye consertaye 2 fereshte
bekhatere webloge man nazar nade
bekhatere in 2 gol nazar bede ![]()
omidvaram ke khosheton omade bashe
hafte dige axaye jadid tar mizaram montazer bashin
byeeee




گلدون شكست پدر گفت:حيف بود
.مادر گفت:عمرش كوتاه بود.برادر گفت:زيبا بود.خواهر گفت:مال من بود.
اما زمانيكه قلب من شكست هيچ كس حتي آخ نگفت



به آسمون نگاه ميكني، دوست داري كدوم ستاره مال تو باشه؟
به اوني كه كم نور تره قانع باش چون اوني كه پر نور تره رو همه نگاه ميكنن








Biography Kamran & Hooman
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کامران :
كامران جعفري
25 نوامبر
تهران - ايران
ايران - كانادا - آمريكا
مشكي
قهوه اي تيره
كاليفورنيا
كامي
هومن برادر كوچكتر ، كتي خواهر كوچكتر ، مادر و پدر
فارسي - انگليسي - فرانسوي و كمي تركي
فارسي - انگليسي - فرانسوي - اسپانيايي - تركي و عربي
نواختن كيبورد و پيانو در خانه ، ساختن آهنگ ، رقصيدن ، نگاه كردن و بازي كردن فوتبال ، بسكتبال و هاكي ، نگاه كردن فيلم و صرف كردن وقت هايي با برادرم هومن
خانواده ام ، خوانندگي و اجراي هنرهاي نمايشي بر روي صحنه
شيطان درون خودم
بي ام و
آلپاچينو
قورمه سبزي
آبي و قرمز
هندوانه ، پرتقال و آناناس
ببر و شامپانزه ها
جنگل هاي باراني آمازون ، آفريقا و اهرام مصر
مايكل جكسن ، جورج مايكل ، مدونا ، برايان آدامز ، بويز تو من ، ميكسچر آو ورد ميوزيك و ...
رومانتيك ، مهربان ، صادق و پر احساس
صورت و چشم هاي گويا
مهربان و بخشنده ، بزرگ قلب و حساس
شخصيت خوبي داشته باشيد ، به آرامي با همديگر صحبت كنيد ، و با هم مهربان باشيم تا دنيايي بهتر براي زندگي كردن داشته باشيم و از رويا هاتون پيروي كنيد تا موفق شويد ، همه شما را دوست دارم .
هومن جعفري
23 نوامبر
تهران - ايران
مشكي
قهوه اي تيره
كاليفورنيا
هامي
كامران برادر بزرگتر ، كتي خواهر كوچكتر ، مادر و پدر
فارسي - انگليسي - فرانسوي و اسپانيايي
فارسي - انگليسي - فرانسوي و اسپانيايي
نواختن پيانو براي بيان كردن احساسات ، ساختن آهنگ ، رقصيدن ،ايفاي نقش و نمايش ، نگاه كردن و بازي كردن فوتبال ، بسكتبال ، هاكي، كشتي و صرف كردن وقت هايي با برادرم كامران
خوانندگي و اجراي هنرهاي نمايشي بر روي صحنه
شيطان درون خودم
بي ام و ــ فراری
آ ل پاچينو ، رابرت دنيرو ، رابين ويليامز ، جيم كري ، جوليا رابرتز ، لئوناردو دي كاپريو ،کاترین زتا جونز ، كريس تاكر ، ساموئل جكسن تام كروز و ...
غذاهاي سريع (سرد)
قرمز و رنگ هاي اشتياق آور و تند
آناناس ، هندوانه خنك و كيوي ترش
سلطان جنگل شير ، و همه ميمون ها
آفريقا ، بخاطر اينكه مي توانم در آنجا حيوانات را از نزديك نگاه كنم
مايكل جكسن ، آليشيا كيز ، جورج مايكل ، تو پك ، بويز تو من و گوش مي دم هر آهنگي از بك استريت بويز و ان سينك و موسيقي هاي كلاسيك
درستكار ، لبخند زيبا و حساس
چشمانش همه چيز را بگويند ، وقتي به من نگاه مي كند متوجه چيزي كه مي خواهد بشوم
وقتي كه راه ميروم در خيابان ها و بسياري از مردم من رو مي شناسند و من را پشتيباني مي كنند ، اين هست يك احساس خوب !
باطني قوي و كسي كه هر كاري را شروع كند به آخر مي رساند
عشق ها هستند كه ما را بسوي همه خوبي ها و بهتر ها هدايت مي كنند ، ايمان خود را نگه داريم تا به نتيجه برسيم چون ما مي دانيم كه هيچ چيزي غير ممكن نيست ! همه شما را دوست دارم !


az nazaratetoon mamnunam ![]()




تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم




be man migoft:anghadr doostat daram ke agar begooyi bemir mimiram...fagaht yek emtehane sade bood be oo goftam bemir...salhast dar tanhayi besar mibaram...!!kash emtehanash nemikardam

به زودی البته در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶ میلادی از طرف شرکت
آونگ آلبوم غرب زده از کامران و هومن ریلیز میشه که آثاری
متفاوت از این ۲ جوون موسیقی کشورمون هست این آلبوم شامل ۱۱
ترانه هست که اشعار اونا از مریم حیدرزاده و مسعود فردمنش هست که
گفتنی هست که تو این آلبوم رامین زمانی گل و کتایون جعفری(کتی)
هم با این ۲ برادر همخونی کردن .
1. غرب زده (تک خوانی هومن)
2. موسیو دومانژ ( با همراهی رامین زمانی )
3. گل من مادر ( با همراهی کتایون )
4. صدای سیم گیتار
5. غرب زده
6. شادی کنید
7. نت ترانه ی عشق
8. انتظار ( با همراهی کتایون )
9. کوچه های خاطره
10. دختر پسرا
S.M.A.W.T LOVE ( تک خوانی کامرا ن )



به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق
بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟چيزي نگفت. آهي کشيد و سخت گريست







اگه با تو باشم ونباشم اگه پيش تو باشم ونباشم اگه مال من باشي ونباشي به اندازه لحظه هاي بودن نبودن دوستت دارم
مگر چشمان ساقی بشکند امشب خمارم را
مگر شود شراب لطف او از دل غبارم را
بهشت عشق من در یاد ها گم شد
مگر از جام میگرم سراغ چشم یار را




az atash porsidam MOHABBAT chist? goft az man soozantar ast. az gol porsidam MOHABBATchist? goft az man zibatar ast. az sha'm porsidam MOHABBAT chist? goft az man asheghtar ast. az khodesh porsidam MOHABBAT chist? goft NEGAHI bish nist




دوسته خوب مثله سوتین میمونه نزدیک ترین چیز به قلبه آدمه بهت اعتماد نفس میده از افتادنت جلو گیری میکند همیشه بالا نگه ت می داره




توي زندگی 3 راه رو دنبال کن: 1.دوست داشتن را براي يک تجربه 2.عاشق شدن رو براي يک هدف 3.فراموش کردن رو براي قبول واقعيت




وقتی آموزگار گفت عشق چند بخشه یه بار دستم رو از بالا به پایین آوردم و با خوشحالی داد زدم و گفتم : یک بخش . فقط یک بخش ولی وفتی تو رو شناختم فهمیدم عشق سه بخشه : عطش دیدن تو.......... شوق با تو بودن............ اندوه بی تو......
Chera be khodet eftekhar nemikoni

1. نام هر گل زیبایی که در طبیعت است را روی شما میگذارند .
۲. هنگامی که یکم رنگ پریده یا بیمار هستید میتوانید با وسایل ارایش خود را زیبا تر کنید .
۳. تمام شاعران ایران زمین در وصف گل روی شما هزاران شعر گفته و خط و خال چشم و ابروی شما را ستوده اند .
۴. مجبور نیستید سر کار بروید وپول یک ماه کار وتلاش را گوشت و نخود و لوبیا بدهید.
۵. عمرتان بسار طولانی است .
۶. به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گریه کنید و غم و غصه هایتان را در دل جمع نکرده تا سکته نکنید .
۷. انقدر حرف برای گفتن دارید که هیچ وقت کم نمیاورید .
۸. همیشه یک عالمه دوست و رفیق ناب دارید و کم تر گرفتار رفیق نارفیق می شوید .
۹. عشق وهنر ابداع شماست .
۱۰. همیشه جوانتر از سنتان هستید و هیچکش نمیداند شما چند ساله اید .
۱۱. از نه سالگی به بلوغ عقلی وجسمی میرسید حالاحالا ها مردها باید بدوند تا به پای شما برسند .
۱۲. بهشت زیر پای شماست .
۱۳. اگر موهایتان مرتب نبود با وقتی برای مرتب کردنشان نداشتید با سر کردن یک روسری قضییه حل میشود .
۱۴. همیشه در کیفتان اینه دارید .
۱۵. همیشه تمیز وخوشبو هستید .
۱۶. همیشه یک مقدار پول برای روز مبدا دارید که کسی جز خودتان از ان خبر ندارد .
۱۷. به وزنتان اهمیت میدهید و شکمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمیشود .
۱۸. مجبور نیستید که از این خانه به آن خانه بروید و خواستگاری کنید . مثل خانمها در خانه میشینید تا اقایون با کلی منت و خواهش و التماس و گل وهدیه از شما اجازه حضور بگیرند .
۱۹. میتونید موهاتون بلند یا کوتاه کنید یا هر لباسی که دوست دارید بپوشید ( دامن یا شلوار) یا هر کفشی که دوست دارید به پا کنید از اسپرت گرفته تا کفش 10 سانتی .
۲۰. حق تقدم با شماست .
۲۱. هرگز از فرط خشم نعره نمیزنید وخون به راه نمی اندازید .
۲۲. ضعیف کش نیستید ودق و دلی چند ساله را تو خونه خالی نمی کنید .
و در آخر همیشه گل هستید و گل میمونید
به مرد بودن خود افتخار كنيد
1. هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي شود .
2. مدت زمان مكالمهي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است .
3. براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد .
4. در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز ميكنيد .
5. دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند .
6. جنسيت شما در موقع مصاحبهي استخدام مطرح نيست .
7. لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد .
8. ظرف مدت 10دقيقه ميتوانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد .
9. اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نميگيرد .
10. رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است .
11. با يك دسته گل ميتوانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد .
12. وقتي مهمان به خانهي شما ميآيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد .
13. بدون هديه ميتوانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد .
14. ميتوانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد .
15. حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابهي داخلي يا خارجي بلد هستيد .
16. ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد .
17. هر ساعتي دلتون بخواد ميتونيد از خونه بيرون بريد و هر ساعتي دلتون بخواد ميتونين برگردين .
18. همكارانتان نميتوانند اشك شما در بياورند .
و در آخر روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد
Ghalbe Ensan
خداوند از فرشتگان مقرب خود خواست در تصميمش ياري اش دهند که اسرار زندگي را کجا جاي دهد يکي از فرشتگان پاسخ داد :در زمين دفن کن.
ديگري گفت : در اعماق دريا جاي بده .
يکي ديگر پيشنهاد کرد : در کوه ها پنهان کن .
خداوند پاسخ داد : اگر آنچه را شما مي گوييد انجام دهم ، تنها اشخاص معدودي اسرار زندگي را مي يابند . اسرار زندگي بايد در دسترس همه باشد .
يکي از فرشتگان در جواب گفت: بله درک مي کنم ، پس در قلب تمام ابناي بشر جاي بده .
هيچ کس فکر نمي کند که آنجا دنبالش بگردد.
خداوند گفت : درست است ! در قلب تمام انسانها .
پس بدين ترتيب اسرار زندگي در وجود همه ما جاي دارد
Montazere
Nazarateton
Hastam
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
mamnun az nazaratetoon ![]()
hamishe movafagh bashin
Chandta ax az Briana va Hooman




shayad ye kasi shabha baraye inke khabe toro bebine be khoda eltemas mikone,shayad ye kasy be mahze didane to dastash yakh mizane va tapeshe ghalbesh moratab bishtar mishe,motmaen bash ye kasi shabha bekhatere to tuye daryae ashk mikhabe vali to ono nemibini!!

Hala Chandta ax az Consertaye Kami & Hoomi ![]()











اگه كسي ديونه ات بود، عاشقش باش. اگه عاشقت بود، دوستش داشته باش. اگه دوستت داشت، بهش علاقه نشون بده. اگه بهت علاقه نشون داد فقط يك لبخند بزن

توی نگاهت عشقو ديدم ، تپش قلبو شنيدم
توی جاده های احساس من به عشق تو رسيدم
توی کتابا عشقو خوندم عکس خورشيدو سوزوندم
جای خورشيد توی کتابا نقش چشماتو نشوندم
توروخدا برگرد من خيلی دلم واست تنگ شده ...
من خيلی دوستت دارم ...
به حرفات ، به دلداريات ، به مهربونيا و محبتات
نمی دونم ديگه چه جوری بگم که
خيلی بهت احتياج دارم ... ...
از روزی که تو رفتی پريده رنگ شادی
اما خورشيد می تابه مثل يه روز آبی
چطور هنوز پرنده داره هوای پرواز
چطور هنوز قناری سر ميده بانگ آواز
مگه خبر ندارن تو نيستی در کنارم
چرا بهت نگفتن بی تو چه حالی دارم
لعنت به اين تنهايی دلم برات تنگ شده




كاش به دل كسي پا نمي گذاشتيم و كسي به دلمون پا نمي گذاشت . اي كاش اگر كسي به دلمون پا كذاشت ديگه دلمون رو تنها نمي ذاشت.اي كاش اگه يه روز دلمون رو تنها گذاشت رد پا هاشو روي دلمون جا نمي گذاشت
![]()
![]()
![]()
گفته بودم كه اگر بوسه دهي توبه كنم. كه دگر باره از اين گونه خطا ها نكنم.......بوسه را داد و چو برداشت ،لبش از لب من......توبه كردم كه دگر باره ، توبه ي بي جا نكنم ![]()



نمیخوام بگم قدر یه دنیا دوستت دارم.....
چون دنیا یه روز تموم میشه.....
نمیخوام بگم مثل گلی.....
چون گل هم یه روز پژمرده میشه....
نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس....
چون شب هم بالاخره تموم میشه....
نمیخوام بگم مثل آب پاک و زلالی....
چون آب که همیشه پاک نمیمونه....
نمیخوام بگم که دوستت دارم....
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
...بلکه من عاشقتم..

Montazere nazaratetoon hastam
![]()
![]()
![]()
![]()
BEDROOD
khabar daram nemidoonam esmesho mishe gozasht bad ya khob vali migan Hooman GF dare va esme dokhtare Briana hast
inam chanta ax ke baham daran ![]()
![]()



Inam axie ke age deghat konin dar ye ja gereftan moble to 2 ta axam yekie



Delam be boodanet khoshe
delam be didanet khoshe
goli vali na male man
delam be chidanet khoshe

در عرض يك دقيقه ميشه يك نفر خرد كرد در يك ساعت ميشه يكي رو دوست داشت ودر يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر طول مي كشه تا كسي رو فراموش
![]()


![]()


![]()
Rasti shenidam ke Kamran & Shaghayegh dige baham nistan
Hamechi dare avaz mishe ![]()

![]()
![]()
![]()
![]()



